اتفاق است... پیش می آید...
شاید این یک اتفاق باشد
که توی دعای جوشن کبیر
آن فرازی که همیشه بیشتر از همه دوستش داشته ام و با خودم زمزمه کرده ام
همان فرازی که می گوید: یا حبیب من لا حبیب له، یا طبیب من لا طبیب له
همان فرازی که می گوید: یا مغیث من لا مغیث له، یا مجیب من لا مجیب له
همان فرازی که می گوید: یا انیس من لا انیس له، یا صاحب من لا صاحب له
باید فراز پنجاه و نهم باشد...
شاید این یک اتفاق باشد
که توی سوره ی نساء ، آیه ی اولوالأمر ، یعنی همان آیه ای که بنابر حدیث متواتر جابر، خورشیدهایش فقط چهارده نفرند؛
باید آیه ی پنجاه و نهم باشد
شاید این هم یک اتفاق باشد
که آخرین کلیدی که خادمان حرم! از کعبه به حراج گذاشته اندو طبق معمول ، صهیونیست ها آن را صاحب شده اند؛
پنجاه و هشتمین کلید کعبه بوده است
اما به هر حال ، پنجاه و هشت کلید، نتوانسته اند کعبه را به روی پروانگان مولود کعبه باز کنند...
حالا همه ی چشم ها و همه ی امیدها به کلید پنجاه و نهم است...
............
بنابر حروف ابجد: 59 = مهدی
از وبلاگ دوست داشتنی "... حتی بیشتر"
