به بهانه نهِ ده
شماره 43 مجله راه را که خریدم ، معطلش نکردم همون شب شروع کردم به خواندن . منتهی من عادت دارم قبل از مطالعه دقیق هر مجله و کتابی ، چند دقیقه ای وقت صرف تورق آنها میکنم . اولین بار اونجا بود که دیدمش توی یکی از صفحات به همراه کتاب دیگری به نام "مسئله بیست و دوم خرداد نبود ، مسئله بیست و دوم بهمن بود"(که البته برو بچه های اهل شعر احتمالا با اون آشنا هستن) اسم جالبی داشت .ابتداءً فکر کردم کتاب جدیدی از امیر خانی چاپ چاپ شده! با خودم گفتم چه بی سر و صدا ! (راستش رو بخواین همچین بی مورد هم فکر نکردم .من او، از به ، بیوتن همگی کتاب های چاپ شده از امیر خانی هستن با اسم های عجیب!) حدودا دو هفته بعد بود که خریدمش . البته با آقای قدیانی آشنائی داشتم .چند تایی از مطالب داخل کتاب رو هم تو وبلاگ ایشون خوانده بودم .
مسئله ای که می خوام الان بهش اشاره کنم در باره یک مطلبی است که آقای قدیانی چندین بار به آن تاکید کرده اند . در کتاب هم چاپ شده .آقای قدیانی به کرات حرف از بصیرت می زنند .از خواص بی بصیرت شکایت میکند از هنرمندان انگار بسیار دلگیرند اما خیلی جالب است ایشان از بچه شهید هایی که متاسفانه گرفتار بی بصیرتی شدند واز خانواده های شهیدی که گرفتار غبار فتنه شدند اصلا دلگیر نیست ! من هیچ دلیل قانع کننده ای نمی بینم که بعضی از خانواده های شهدا بصیرت خودشان را از دست بدهند کشتی انقلاب به خانواده شهید بی بصیرت احتیاج ندارد . مگر خانواده شهدا فقط خانواده همت و باکری است ؟ البته این نکته را خود آقای قدیانی هم اشاره کرده اند اما دلیل نمی شود بی بصیرتی آنها را ناشی از زجر بی پدری و بی همسری گذاشت !
اگر آنها فقدان عزیز تحمل کرده اند ، خانواده های شهدا دیگر (به قول آقای قدیانی شهدایی که در حق آنها پارتی بازی نمی شود!) هم فقدان عزیز تحمل کرده اند ولی اگر هم انتقادی کرده اند(که کرده اند) سر وقت و سر جای خود این کار را کرده اند قرار نیست پسرو همسر شهید همت جزء فتنه گران و در دسته آنها قرار گیرند اما وقتی در اوج بحبوحه ی فتنه شروع به انتقاد کردن می کنند( بگذریم از حمایت قبل از فتنه از فتنه گران!) طبیعتا فتنه گران آنها را هم در گروه خود قرار می دهند! و البته یقینا این طور نیست .
آقای قدیانی در باره همسر شهید باکری هم صحبت هایی به این مضمون کرده اند ! نمیدانم ( و ایشان هم اشاره نکرده اند که )منظورشان همسر شهید مهدی باکری است یا شهید حمید باکری ! اگر منظور همسر شهید مهدی باکری است که همان حرف هایی که در باره همسر و فرزندان شهید همت زدم در باره ایشان هم صدق می کند! اما اگر منظور همسر شهید حمید باکری است ، اصلا آقای قدیانی به اشتباه ایشان را به این نام خوانده اند! (به قول حجت الاسلام ذوالنور )ایشان دیگر همسر حمید باکری نیست ، ایشان فقط و فقط زن دوم یونسی (وزیر اسبق اطلاعات ) است. و ابدا نباید از جانب و جایگاه همسر شهید حمید باکری سخن بگوید.
ایشان از همان ابتداء ازدواج با شهید حمید باکری هم تفکراتی انحرافی داشتند (مراجعه شود به کتاب نیمه پنهان ماه، حمید باکری به روایت همسر شهید) در دوران ریاست برادران به اصطلاح اصلاح طلب هم افاضاتی داشته اند. اصلا ایشان قابلیت این را ندارند که با کشتی انقلاب باشند .به روایت شاهدان عینی حدودا اوایل دوران خاتمی (یا اواخر دوران هاشمی !. ناقل فراموش کرده!) بود که ایشان را برای سخنرانی به جامعة الزهرا (سلام الله علیها) دعوت کردند که در آن زمان آنقدر تند و پرخاشگرانه خطاب به رهبر انقلاب صحبت کردند که اصلا مجال ایستادن در آن مجلس از کف برون افتاد! حالا آقای قدیانی ! شما که نسبت به رهبری خیلی حساس بودی چرا در این مورد...!
با این همه باز هم به رضای امیرخانی و سید مهدی شجاعی طعنه بزن .عیب نداره ! باز هم نسبت به بعضی خانواده های شهدا پارتی بازی کن ! به قول همان شهید همت: حرب لمن حاربکم خامنه ای!!(صفحه 195 کتاب).
-
بازتاب این مطلب وبلاگ در وبسایت رضا امیرخانی و وبلاگ سیاسی نوشت های یک دختر دانشجو
