نامه ای دوستانه به آقاسیدحسن
تـــوجــــــه:
به « موج وبلاگی حمایت از آهستان ها »
بــپــیــونــدیــد
پس از انتشار نامه ای تند و یکطرفه، منتسب به تعدادی از کارکنان جامعة المصطفی العالمیة در سایت جماران، جمعی از کارکنان آن مجموعه، نامه متفاوتی را خطاب به حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای سید حسن خمینی تهیه کردند؛ که جهت انتشار در اختیار این وبلاگ قرار گرفت:
«بسمه تعالي»
ابتدا همراه و همزبان با علماء گرانقدر و ديگر اقشار ارجمند جامعه اسلامي، اتفاقي که در هنگام سخنراني نوه گرامي امام راحل(ره) پيش آمد را ناشايست و نابجا مي دانيم.
چراکه: اولا احترام مراسم سالگرد رحلت امام(ره) و آن مرقد مطهر، بايد بيش از اين مورد توجه و رعايت قرار مي گرفت. ثانيا در حضور رهبر عزيز، جانشين و خلف صالح امام خميني(ره) و شخصيت هاي برجسته نظام و انقلاب، و همچنين ميهماناني از کشورهاي ديگر، اين نحوه اظهارنظر و شعار مستمر، صحيح و متناسب نبود. ثالثا رعايت احترام منسوبين آن امام سفرکرده، حضرت روح الله بر همه ما لازم است، و کم توجهي به اين مهم شايسته نيست. خصوصا احترام جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيدحسن خميني که بنابر وصيت پدر بزرگوارشان و تاييد رهبر انقلاب اسلامي، متولي حرم مطهر امام راحل نيز هستند.
رابعا اجتناب از حرکات نسنجيده اي که موجب بهره برداري دشمنان نظام و انقلاب می گردد و خواسته يا ناخواسته به وحدت ياران انقلاب و رهبري ضربه مي زند، لازم و ضروري است.
همچنين اين پيام هاي محبت آميز و دلجويي هاي علماء و بزرگان را براي تقويت روحيه و براي جلوگيري از ربوده شدن يادگار عزيز مرحوم حاج سيد احمد خميني، توسط مخالفان راه امام، و براي ممانعت از مصادره نوه امام خميني توسط منحرفان، لازم و شايسته مي دانيم.
اما این یک طرف قضیه است و نکات مهم دیگری هم هست که متاسفانه این روزها مغفول مانده است و در این جو متراکم و فضای یکسویه کمتر به آن پرداخته می شود. لذا برخی از این مطالب را جهت اطلاع و همچنین دعوت از برادر عزیزمان جناب آقای حاج سیدحسن به اندیشه و تامل در آنها و به عنوان هشداری برادرانه و دلسوزانه برای غرق نشدن در فضاسازی اطرافیان و امواج تحسین و تقدیرها، در قالب چند سوال به عرض می رسانیم:
1. آیا تولیت محترم حرم امام خمینی، این مثل را شنیده و قبول دارند که «حرمت امامزاده را بیش از همه متولی آن باید نگهدارد» ؟ فکر می کنند که در یکسال اخیر آن را رعایت کرده اند؟!
2. اگر میراث مهم و ماندگار امام خمینی، ولایت فقیه است، آیا نوه محترم آن امام در حفظ و حراست از آن در عرصه اندیشه و عمل، همتی گمارده اند؟
3. اگر متولی محترم این مرقد مطهر، براساس مبانی مؤکد امام راحل و بنابر وصیت مصرح والد بزرگوارشان مرحوم حاج سید احمد خمینی و بنابر نص صریح و مکتوب خودشان (خطاب به رهبر انقلاب اسلامی، برای کسب اجازه تصدی تولیت حرم مطهر امام) مقید و ملتزم به حمایت و اطاعت از ولی فقیه زمان هستند، دلجوئی و معاشرت و همنشینی ایشان با کسانی که در یکسال اخیر علنا پرچم مخالفت با رهبر انقلاب را بر دوش می کشند، چگونه توجیه می یابد؟
4. آیا جا ندارد که بپرسیم، آن متولی که می خواهد حرمت امام زاده حفظ شود، حضور همسر و فرزندش در برخی جلسات خانواده های زندانیان و محکومان فتنه 88 را چگونه توضیح می دهد؟
5. آیا حضور در منزل برخی از متهمان و محکومان فتنه اخیر و دلجویی و روحیه دادن به ایشان پس از آزادی از زندان، شایسته مقام و موقعیت نوه امام راحل و تولیت مرقد مطهر ایشان است؟
6. متولی محترم در این سال ها که بسیاری از مبانی و اصول فکری امام مورد هجوم بی امان واقع شد چه حمایت و اقدام موثری انجام دادند؟! آن روزها که افرادی در خیال خود، امام بزرگ ما را به موزه تاریخ روانه می کردند و این روزها هم که یکی از منسوبین همین بیت شریف، امام و افکار ایشان را مربوط به دهه شصت معرفی می کند و به عبارتی تاریخ گذشته می داند، چه موضع گیری داشته اند؟
7. نوه محترم امام که تحمل اسائه ادب به خود را ندارند، در آن روزهای سال88 که عده ای در خیابان های تهران، علنا به مقدسات دینی و به حضرت سیدالشهداء ، به تصویر امام راحل و به ارکان نظام و آرمان های امام و شخص رهبری انقلاب(نه به ساحت نوه ایشان) جسارت و اهانت می کردند، کجا بودند و چه اعلام نظری فرمودند؟ از متولی محترم حرم امام، و حافظ آثار امام می پرسیم که: آیا تحمل این اهانت ها سخت تر است یا جلوگیری از سخنرانی شخص آقای حاج سیدحسن خمینی؟
8. به راستی نسبت با امام راحل و ادعای حرکت در خط ایشان و اطاعت از ولی فقیه، چگونه می تواند با همنشینی و دلجویی و یا سکوت در برابر مخالفان صریح و عنود رهبری فعلی، قابل جمع باشد؟
9. آیا صحیح بود نوه امام راحل، در شب اول خرداد در محفل عروسی که به صورت یک میتینگ سیاسی طراحی و اجرا شد و عکس ها و خبرهای آن ابتدا در سایت های ضدانقلاب و فتنه گران، مورد بهره برداری وسیع قرار گرفت، حاضر شود و دور یک میز با متمردان و مخالفان جانشین امام راحل بنشیند و بنوشد و میل کند، گفتگو کند و خوش بگوید و خوش بشنود؟!
آیا کسی که در شب اول خرداد به این صورت در چنین محفلی حضور می یابد و از انعکاس رسانه ای آن هم ابایی ندارد، می تواند کمتر از دو هفته بعد در مراسم 14خرداد، انتظار حمایت و تایید و تکریم از سوی مشتاقان امام راحل و رهبر عزیز داشته باشد؟ (البته همانطور که قبلا گفته شد وظیفه مردم حفظ حرمت و احترام بوده است، ولی قاعدتا انتظار حمایت و تایید و تشویق هم نباید داشته باشند)
چرا باید اینگونه شود که اقدام و عکس العمل از روی عصبانیت نوه امام به قدری ناشیانه و ناپخته و دور از شأن بیت امام باشد که همگان، حتی خود ایشان بنابر مصلحت، تصمیم بر اخفاء یا انکار آن بگیرند؟! (اشاره به حادثه عجیب ولی واقعی که بعد از سخنان آقای حاج سیدحسن خمینی، بین ایشان و وزیر کشور و رئیس ستاد نمازجمعه رخ داد.)
ممکن است بگویند (همانطور که به بعضی نزدیکان گفته اند) ، نمی خواستم در این محفل جشن شرکت کنم ولی با اصرار یکی از دوستان و تاکید وی مبنی بر اینکه امثال موسوی و کروبی حضور ندارند، عزیمت کرده و حضور یافته ام. دراین صورت نکاتی هست که می توانند به آن توجه فرمایند:
اولا پس از ورود به محفل و اطلاع از وضعیت و حضور سران فتنه می توانستند جلسه را ترک کنند که ظاهرا این شجاعت یا این عزم فراهم نبوده که چنین نکردند. درحالیکه برخی دیگر از مدعوین با تشخیص موقعیت، جلسه را ترک کردند تا همراه فتنه گران و همنشین متمردان نباشند.
ثانیا در آن محفل قاعدتا ده ها میز و صدها صندلی مهیا شده بوده، و ایشان اگر می خواستند، می توانستند میز دیگری را برای جلوس انتخاب کنند تا آن تصاویر کذایی برداشته نشود و این همنشینی در تاریخ و رسانه ها ثبت نگردد. و به تبع آن سوء استفاده های فراوان سیاسی انجام نپذیرد و خوراک مخالفان فراهم نشود و زمینه بی احترامی فراهم نگردد.
ثالثا عکاسان آن مجلس، نفوذی و یا غریبه نبوده اند بلکه به فرمان میزبان و صاحب مجلس انجام وظیفه می کرده اند. بنابراین اگر می خواستند، می توانستند با درخواست از داعی محترم، از انتشار آن در سایت ها و بهره برداری های سیاسی برای جان بخشیدن به پیکر بی جان فتنه و آشوب سبز ممانعت فرمایند. که البته چنین مصلحت ندانستند!
ظاهرا پس از شرکت در آن محفل جشن سیاسی، با الفاظ تندی از این حضور به شدت ابراز پشیمانی کرده اند، لکن مشکل اینجاست که ابراز این ندامت از جمع چندنفر احباب فراتر نرفته و ایشان، مردم عاشق امام و آرمان های او را، از این پشیمانی مطلع نفرمودند وگرنه هیچ حرکت اعتراضی به هنگام سخنرانی ایشان شکل نمی گرفت و مجال بروز و ظهور نمی یافت. (یعنی می توانستند با ابراز این ندامت، درهمان تریبون یا در فاصله زمانی دوهفته ای بین آن جشن سیاسی تا سالگرد ارتحال امام، زمینه استفاده یا سوء استفاده را از بین ببرند که البته چنین مصلحت ندانستند!)
مطالب دیگری نیز هست که به جای خود بیان خواهد شد و اما این سوالات و نکات را به امید آنکه نوه محترم امام لحظاتی در خلوت خویش در آن تامل فرمایند؛ و برای دقت و تامل همه دوستداران و پیروان امام راحل (خصوصا اساتید ارجمند و همکاران محترم در جامعة المصطفی) تقدیم نمودیم.
در پایان مجددا تاکید می کنیم که: همگان وظیفه دارند، لکن آرزو داریم از این پس، متولی محترم بیش از دیگران، شرایط و فضا را برای حفظ حریم ها و حرمت ها فراهم سازند.
«جمعی از اساتید و کارکنان جامعة المصطفی العالمیة»
بعد التحریر مهم:
کمتر از ۳ساعت از انتشار این مطلب در وبلاگ نگذشته بود، که سایت جماران با دستپاچگی و در اقدامی مشکوک، خبر سه روز پیش خود باعنوان «ابراز تاسف جمعی از اعضای هیات علمی و کارکنان جامعة المصطفی العالمیه از حادثه تلخ روز ۱۴خرداد» را به کلی حذف کرد! بدون اینکه هیچ توضیح یا اصلاحیه ای ارائه دهد!! (+)
از مدیریت محترم جامعة المصطفی تقاضا داریم این موضوع ابهام برانگیز را بررسی کرده و نتیجه آن را اعلام کنند. چون به نظر می رسد سایت جماران در درج آن خبر شیطنتی کرده باشد؛ آخر چه دلیلی دارد که پس از انتشار نامه ای منتقدانه در این وبلاگ، سریعا آن خبر را حذف کنند؟!!
* صفحه ذخیره شده از این خبر جماران در گوگل (دارای تاریخ انقضاء)