جهاد اقتصادی
همچنین از نوع زبان می توان تأثیر پذیری یک شاعر از شا عر دیگر را فهمید.
از همه مهم تر این است که زبان می تواند یک جریان ادبی را تداوم ببخشید و سبب گسترش آن شود.
الفاظ و نوع کاربرد آن از مهم ترین ارکان تشکیل دهنده زبان هستند و هر لفظ علاوه بر معنا ویژگی های دیگری دارد که مجموع این ویژگی ها همراه با معنا سبب انتقال اهداف شاعر می شود و زمانی که اهداف چندین تن مشترک باشد این زبان است که سبب تداوم آن جریان و اهداف می شود.
مثلا واژه بلبل علاوه بر معنایی که دارد و نام یک پرنده است یاد آور سبک عراقی است(به دلیل کثرت استعمال در این سبک). و علاوه بر آن یاد آور گل است(به دلیل تناسب و همراهی این دو واژه). هَزار هم نام دیگر این پرنده است ولی یاد آور این مسائل نیست وخود ویژگی های دیگری دارد (مثلا جناس با عدد هزار) این که شاعر کدام کلمه را انتخاب کند بستگی به نوع زبان و هدف آن دارد.
از جمله کارهایی که کلید آن در دوره سازندگی زده شد و تا حال ادامه دارد متروک گذاشتن ادبیات و زبان انقلاب است. تا حدی که حتی معانی عوض می شود و بیان کننده اهداف اسلام و انقلاب نیست.
وقتی که «مستضعف» تبدل به «قشر آسیب پذیر» شود دیگر یاد آور مستکبر نیست وآیات قرآن و تاریخ مبارزات انبیا برای نجات مردم مستضعف را تداعی نمی کند. وقتی «مجاهد» به «فعال» تبدیل شود یادآور جهاد و شهادت نیست.
این سیر آنقدر ادامه پیدا می کند تا شهادت طلبی را با خشونت طلبی عوض می کنند و مزاجها استفراغ نمی کند که هیچ تازه تأیید هم می کد.
در نتیجه پیوند من با انقلابم شکل نمی گیرد که بخواهد پاره شود ودر ذهن من شهیدان یک مشت دیوانۀ عشق تفنگ می شوند که عصای حکومت کور آخوند ها هستند و یا آنقدر بالا می روند «که دست کوته مهتاب هم خجل ماند» و من دنبال زندگی سگی خودم پیر می شوم و مثل علف هرزه ای که ریشه در هیچ هویتی ندارد رشد می کنم. تا اگر ده سال پیش پانصد ملیون صرف خریدن سه ماشینِ آقایون شود کسی قلقلکش نگیرد.
اینکه امام خامنه ای (دامت برکاته) یا آقای خامنه ای نام امسال را جهاد اقتصادی می گذارند نه فعالیت اقتصادی عمق نگرش و افق دید ایشان را می رساند (نگفتم بصریت که نگویید خوب شد یه واژه اومد) که حتی نوع کاربرد کلماتشان در حال مبارزه با افکار انحرافی است تا زبان انقلاب اسلامی و اهداف اسلام حفظ شود ومن هویتم را پیدا کنم.
