بس است که چشمهایم برزخی شده وعینکهایتان بی تاثیر.
چشمِ برزخی هم نمیخواهد٬ فعلتان آنقدر تابلوست که اگر در هر کتاب لغتی بگردید می گوید:...
دوستی با مردم اسرائیل:نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
مکتب ایرانی: جمهوری ایرانی
دیکتاتوری: عزل مصلحی: استعفاء
مشائی:

شمابگویید؟جرات ندارم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 11:44  توسط کمیل
|
اولین پست سال نو رو اختصاص به نقد اخراجی های پر فروش این روز ها کنار گذاشته بودم. البته بعد از تبریک سال نو و اینکه صد سال به این سال ها و....
دیر هم شد اما شد:
همیشه وقتی کسی از یک سه گانه برایم صحبت می کند یاد دو فیلم سرشناس می افتم : پدر خوانده به عنوان یک سه گانه موفق، و ماتریکس به عنوان یک سه گانه نا موفق. اکثر افرادی که سه گانه ماتریکس را دیده اند تایید می کنند که قسمت اول آن موفق ترین آنها بوده است . بالواقع برادران وا چوسکی هرچه در چنته داشتند در قسمت اول رو کردند و از همان ابتدا کار اصلا فکر ساختن مجموعه دوم و سوم نبودند. چه برسد به چهارم و پنجم! (مثل اینکه چهارمی و پنجمی هم در را هستند.!). فلذا در قسمت های دوم و علی الخصوص سوم ماتریکس تمام مطالب القایی بوسیله کلیشه های نخ نما شده بیان میشوند. پایان آن هم خیلی دراماتیک و نچسب است!.

این دقیقا همان اتفاقی است که برای اخراجی ها افتاده است. اخراجی های یک موج جدیدی در سینمای ایران به را انداخت . در واقع شوکی بود از طرف یک کارگردان نه چندان مطرح ولی کار بلد به بدنه سینما گران. اخراجی های دوم به خوبی اولی نبود اما همچنان توانسته بود یک فیلم داستان محور باشد و به وسیله داستان خوب (نه عالی!) پیام را به مخاطب برساند. اخراجی های سوم همان داستان را هم از دست داده است . مخاطبین فقط به نیت تفریح برای دیدن این فیلم می روند. کارگردان هم خوب موضوعی را برای تفریح انتخاب کرده است. اما زبان فیلم مشکل دارد .
اخراجی ها تغییر ماهیت داده است. تقریبا شبیه همین فیلم فارسی های حال حاضر سینما شده . فیلم آنقدر جلف شده که 10 دقیقه آخر آن ( که اوج فیلم است) هم مخاطب را به فکر فرو نمی برد. انگار آقای ده نمکی خودش می دانسته که چه ساخته و با همین علمیت فیلم را به جشنواره نرسانده.
فیلم با مخاطبش ارتباط طنز برقرار میکند اما ارتباط معنا گرایانه ، نه! پیام فیلم بسیار پیام عالی و قابل تاملی است اما مخاطب را درگیر نمیکند.( شاید این وجه تمایزش با داستان ماتریکس 3 باشد که کاملا مخاطب را به فکر فرو می برد) من فیلم اصغر فرهادی را از لحاظ داستان پردازی بسیار بهتر از اخراجی ها می دانم .( البته مضمون مسمومی دارد) بهترین دلیلم این است که مخاطب خودش پای فیلم میخ میکند. حتی بعد از فیلم هم ذهن او را درگیر میکند. ولی اخراجی ها اینطور نیست. البته می خواهد این طور باشد. دلیلم هم این است که نویسنده دست روی مساله ای گذاشته که مخاطبین و متفکرین به مهم بودنش اعتراف می کنند اما زبانش از بیان آن نکته بصورت خوب الکن است.

بعد التحریر:
-دوستی دارم که چند باری به من گفته : مقایسه دو تا فیلم تو دو تا ژانر مختلف خنده داره! نکن این کارو. حالا اگه بیاد ببینه اخراجی ها رو با شاهکاری از هالیوود مقایسه کردم فکرکنم... نه نمی خوام بهش فکر کنم. آقای ... ببین : من فقط از لحاظ سه گانه بودن مقایسه کردم. فردا به من گیر ندیا!
-میخواستم دیگه ننویسم اما به قول شاعر:
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید اگر باید عشق
-من هم به نوبه خودم از پخش غیر قانونی اخراجی ها برائت می جویم! انشا الله خدا باعث و بانیشو با سنان بن انس محشور کنه.
- راستی! وبلاگمون هم یک ساله شده. البته الان دیگه فکر میکنم یک سال و دو ماهش باشه!
- سال خوبی داشته باشین.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 17:53  توسط میثم
|