تبليغاتX
موج روح الله

موج روح الله

‌نوشته های جورواجور سه جوان نسل سومی!

نامه ای دوستانه به آقاسیدحسن


تـــوجــــــه:

 

به « موج وبلاگی حمایت از آهستان ها » 

 

بــپــیــونــدیــد


پس از انتشار نامه ای تند و  یکطرفه، منتسب به تعدادی از کارکنان جامعة المصطفی العالمیة در سایت جماران، جمعی از کارکنان آن مجموعه، نامه متفاوتی را خطاب به حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای سید حسن خمینی تهیه کردند؛ که جهت انتشار در اختیار این وبلاگ قرار گرفت:

«بسمه تعالي»

ابتدا همراه و همزبان با علماء گرانقدر و ديگر اقشار ارجمند جامعه اسلامي، اتفاقي که در هنگام سخنراني نوه گرامي امام راحل(ره) پيش آمد را ناشايست و نابجا مي دانيم.

چراکه: اولا احترام مراسم سالگرد رحلت امام(ره) و آن مرقد مطهر، بايد بيش از اين مورد توجه و رعايت قرار مي گرفت. ثانيا در حضور رهبر عزيز، جانشين و خلف صالح امام خميني(ره) و شخصيت هاي برجسته نظام و انقلاب، و همچنين ميهماناني از کشورهاي ديگر، اين نحوه اظهارنظر و شعار مستمر، صحيح و متناسب نبود. ثالثا رعايت احترام منسوبين آن امام سفرکرده، حضرت روح الله بر همه ما لازم است، و کم توجهي به اين مهم شايسته نيست. خصوصا احترام جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيدحسن خميني که بنابر وصيت پدر بزرگوارشان و تاييد رهبر انقلاب اسلامي، متولي حرم مطهر امام راحل نيز هستند.

رابعا اجتناب از حرکات نسنجيده اي که موجب بهره برداري دشمنان نظام و انقلاب می گردد و خواسته يا ناخواسته به وحدت ياران انقلاب و رهبري ضربه مي زند، لازم و ضروري است.

همچنين اين پيام هاي محبت آميز و دلجويي هاي علماء و بزرگان را براي تقويت روحيه و براي جلوگيري از ربوده شدن يادگار عزيز مرحوم حاج سيد احمد خميني، توسط مخالفان راه امام، و براي ممانعت از مصادره نوه امام خميني توسط منحرفان، لازم و شايسته مي دانيم.

اما این یک طرف قضیه است و نکات مهم دیگری هم هست که متاسفانه این روزها مغفول مانده است و در این جو متراکم و فضای یکسویه کمتر به آن پرداخته می شود. لذا برخی از این مطالب را جهت اطلاع و همچنین دعوت از برادر عزیزمان جناب آقای حاج سیدحسن به اندیشه و تامل در آنها و به عنوان هشداری برادرانه و دلسوزانه برای غرق نشدن در فضاسازی اطرافیان و امواج تحسین و تقدیرها، در قالب چند سوال به عرض می رسانیم:

1. آیا تولیت محترم حرم امام خمینی، این مثل را شنیده و قبول دارند که «حرمت امامزاده را بیش از همه متولی آن باید نگهدارد» ؟ فکر می کنند که در یکسال اخیر آن را رعایت کرده اند؟!

2. اگر میراث مهم و ماندگار امام خمینی، ولایت فقیه است، آیا نوه محترم آن امام در حفظ و حراست از آن در عرصه اندیشه و عمل، همتی گمارده اند؟

3. اگر متولی محترم این مرقد مطهر، براساس مبانی مؤکد امام راحل و بنابر وصیت مصرح والد بزرگوارشان مرحوم حاج سید احمد خمینی و بنابر نص صریح و مکتوب خودشان (خطاب به رهبر انقلاب اسلامی، برای کسب اجازه تصدی تولیت حرم مطهر امام) مقید و ملتزم به حمایت و اطاعت از ولی فقیه زمان هستند، دلجوئی و معاشرت و همنشینی ایشان با کسانی که در یکسال اخیر علنا پرچم مخالفت با رهبر انقلاب را بر دوش می کشند، چگونه توجیه می یابد؟

4. آیا جا ندارد که بپرسیم، آن متولی که می خواهد حرمت امام زاده حفظ شود، حضور همسر و فرزندش در برخی جلسات خانواده های زندانیان و محکومان فتنه 88 را چگونه توضیح می دهد؟

5. آیا حضور در منزل برخی از متهمان و محکومان فتنه اخیر و دلجویی و روحیه دادن به ایشان پس از آزادی از زندان، شایسته مقام و موقعیت نوه امام راحل و تولیت مرقد مطهر ایشان است؟

6. متولی محترم در این سال ها که بسیاری از مبانی و اصول فکری امام مورد هجوم بی امان واقع شد چه حمایت و اقدام موثری انجام دادند؟! آن روزها که افرادی در خیال خود، امام بزرگ ما را به موزه تاریخ روانه می کردند و این روزها هم که یکی از منسوبین همین بیت شریف، امام و افکار ایشان را مربوط به دهه شصت معرفی می کند و به عبارتی تاریخ گذشته می داند، چه موضع گیری داشته اند؟

7. نوه محترم امام که تحمل اسائه ادب به خود را ندارند، در آن روزهای سال88 که عده ای در خیابان های تهران، علنا به مقدسات دینی و به حضرت سیدالشهداء ، به تصویر امام راحل و به ارکان نظام و آرمان های امام و شخص رهبری انقلاب(نه به ساحت نوه ایشان) جسارت و اهانت می کردند، کجا بودند و چه اعلام نظری فرمودند؟ از متولی محترم حرم امام، و حافظ آثار امام می پرسیم که: آیا تحمل این اهانت ها سخت تر است یا جلوگیری از سخنرانی شخص آقای حاج سیدحسن خمینی؟

8. به راستی نسبت با امام راحل و ادعای حرکت در خط ایشان و اطاعت از ولی فقیه، چگونه می تواند با همنشینی و دلجویی و یا سکوت در برابر مخالفان صریح و عنود رهبری فعلی، قابل جمع باشد؟

9. آیا صحیح بود نوه امام راحل، در شب اول خرداد در محفل عروسی که به صورت یک میتینگ سیاسی طراحی و اجرا شد و عکس ها و خبرهای آن ابتدا در سایت های ضدانقلاب و فتنه گران، مورد بهره برداری وسیع قرار گرفت، حاضر شود و دور یک میز با متمردان و مخالفان جانشین امام راحل بنشیند و بنوشد و میل کند، گفتگو کند و خوش بگوید و خوش بشنود؟!

آیا کسی که در شب اول خرداد به این صورت در چنین محفلی حضور می یابد و از انعکاس رسانه ای آن هم ابایی ندارد، می تواند کمتر از دو هفته بعد در مراسم 14خرداد، انتظار حمایت و تایید و تکریم از سوی مشتاقان امام راحل و رهبر عزیز داشته باشد؟ (البته همانطور که قبلا گفته شد وظیفه مردم حفظ حرمت و احترام بوده است، ولی قاعدتا انتظار حمایت و تایید و تشویق هم نباید داشته باشند)

چرا باید اینگونه شود که اقدام و عکس العمل از روی عصبانیت نوه امام به قدری ناشیانه و ناپخته و دور از شأن بیت امام باشد که همگان، حتی خود ایشان بنابر مصلحت، تصمیم بر اخفاء یا انکار آن بگیرند؟! (اشاره به حادثه عجیب ولی واقعی که بعد از سخنان آقای حاج سیدحسن خمینی، بین ایشان و وزیر کشور و رئیس ستاد نمازجمعه رخ داد.)

ممکن است بگویند (همانطور که به بعضی نزدیکان گفته اند) ، نمی خواستم در این محفل جشن شرکت کنم ولی با اصرار یکی از دوستان و تاکید وی مبنی بر اینکه امثال موسوی و کروبی حضور ندارند، عزیمت کرده و حضور یافته ام. دراین صورت نکاتی هست که می توانند به آن توجه فرمایند:

اولا پس از ورود به محفل و اطلاع از وضعیت و حضور سران فتنه می توانستند جلسه را ترک کنند که ظاهرا این شجاعت یا این عزم فراهم نبوده که چنین نکردند. درحالیکه برخی دیگر از مدعوین با تشخیص موقعیت، جلسه را ترک کردند تا همراه فتنه گران و همنشین متمردان نباشند.

ثانیا در آن محفل قاعدتا ده ها میز و صدها صندلی مهیا شده بوده، و ایشان اگر می خواستند، می توانستند میز دیگری را برای جلوس انتخاب کنند تا آن تصاویر کذایی برداشته نشود و این همنشینی در تاریخ و رسانه ها ثبت نگردد. و به تبع آن سوء استفاده های فراوان سیاسی انجام نپذیرد و خوراک مخالفان فراهم نشود و زمینه بی احترامی فراهم نگردد.

ثالثا عکاسان آن مجلس، نفوذی و یا غریبه نبوده اند بلکه به فرمان میزبان و صاحب مجلس انجام وظیفه می کرده اند. بنابراین اگر می خواستند، می توانستند با درخواست از داعی محترم، از انتشار آن در سایت ها و بهره برداری های سیاسی برای جان بخشیدن به پیکر بی جان فتنه و آشوب سبز ممانعت فرمایند. که البته چنین مصلحت ندانستند!

ظاهرا پس از شرکت در آن محفل جشن سیاسی، با الفاظ تندی از این حضور به شدت ابراز پشیمانی کرده اند، لکن مشکل اینجاست که ابراز این ندامت از جمع چندنفر احباب فراتر نرفته و ایشان، مردم عاشق امام و آرمان های او را، از این پشیمانی مطلع نفرمودند وگرنه هیچ حرکت اعتراضی به هنگام سخنرانی ایشان شکل نمی گرفت و مجال بروز و ظهور نمی یافت. (یعنی می توانستند با ابراز این ندامت، درهمان تریبون یا در فاصله زمانی دوهفته ای بین آن جشن سیاسی تا سالگرد ارتحال امام، زمینه استفاده یا سوء استفاده را از بین ببرند که البته چنین مصلحت ندانستند!)

مطالب دیگری نیز هست که به جای خود بیان خواهد شد و اما این سوالات و نکات را به امید آنکه نوه محترم امام لحظاتی در خلوت خویش در آن تامل فرمایند؛ و برای دقت و تامل همه دوستداران و پیروان امام راحل (خصوصا اساتید ارجمند و همکاران محترم در جامعة المصطفی) تقدیم نمودیم.

در پایان مجددا تاکید می کنیم که: همگان وظیفه دارند، لکن آرزو داریم از این پس، متولی محترم بیش از دیگران، شرایط و فضا را برای حفظ حریم ها و حرمت ها فراهم سازند.

«جمعی از اساتید و کارکنان جامعة المصطفی العالمیة»


بعد التحریر مهم:

کمتر از ۳ساعت از انتشار این مطلب در وبلاگ نگذشته بود، که سایت جماران با دستپاچگی و در اقدامی مشکوک، خبر سه روز پیش خود باعنوان «ابراز تاسف جمعی از اعضای هیات علمی و کارکنان جامعة المصطفی العالمیه از حادثه تلخ روز ۱۴خرداد» را به کلی حذف کرد! بدون اینکه هیچ توضیح یا اصلاحیه ای ارائه دهد!! (+)

از مدیریت محترم جامعة المصطفی تقاضا داریم این موضوع ابهام برانگیز را بررسی کرده و نتیجه آن را اعلام کنند. چون به نظر می رسد سایت جماران در درج آن خبر شیطنتی کرده باشد؛ آخر چه دلیلی دارد که پس از انتشار نامه ای منتقدانه در این وبلاگ، سریعا آن خبر را حذف کنند؟!!

* تصویر خبر قبل از حذف شدن

* صفحه ذخیره شده از این خبر جماران در گوگل (دارای تاریخ انقضاء)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 9:9  توسط سید روح الله  | 

از ماست که بر ماست


تـــوجــــــه:

« موج وبلاگی حمایت از آهستان ها » 

راه اندازی شد


هرچه دندان روی جگر گذاشتم و خواستم هیچ نگویم نشد. نوشتم تا به نوبه خودم به این فیلترینگ فله ای و کاملا بی قاعده و غلطی که این روزها بیش از پیش شاهدش هستیم، اعتراض کنم.

خداوند در سوره مبارکه زمر می فرماید: «... فبشر عباد ¤ الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب» [ آیات ۱۷و ۱۸ ]

یعنی نظرات و سخنان مختلف را بشنوید، و بهترینشان را انتخاب کنید. چرا ما اینطور عمل نمی کنیم؟ و اگر کسی بخواهد اینطور عمل کند نمی گذاریم؟ بارها شاهد بوده ام وبلاگ هایی با کوچک ترین انتقاد یا اعتراض، فیلتر شده اند. چرا؟

متاسفانه گاهی احساس می شود به جای اینکه اولویت فیلترینگ، سایت های ضداخلاقی و مستهجن باشد، وبلاگ های سیاسی است! نمی گویم اصلا هیچ سایت و وبلاگی را نبندند؛ اما ای کاش شاهد کمی تعقل و تدبیر در این فیلتر کردن ها بودیم. گاهی می شود با برخورد نرم و منطقی، فردی منتقد یا معترض را جذب کرد؛ نه اینکه با برخورد قهری و حذفی، او را در مخالفت ورزیدنش جری تر و مطمئن تر کرد.

متاسفانه دامنه فیلترینگ، فقط گریبان وبلاگ های معترض را نگرفته، بلکه اخیرا در حرکاتی مشکوک و عجیب، وبلاگ های ارزشی و خودی هم فیلتر می شوند! بدون اینکه علت آن اعلام شود! بلایی که اخیرا سر چندین وبلاگ مانند آهستان، وبلاگ نویس شهر ما، مدرسه ما، خاطرات جبهه و اسماعیل نیوز آمده است!(+) دیروز هم شاهد بودیم که سایت وردپرس را هم فیلتر کرده اند که ناگزیر تمامی وبلاگ های زیرمجموعه آن هم فیلتر شده که واقعا در نوع خودش شاهکار بزرگی است!

بیایید ساکت ننشینیم و به این روند نادرستی که درپیش گرفته شده اعتراض کنیم. فوقش ما را هم فیلتر می کنند دیگر!

آهستان

پیشنهاد می کنم در این حرکت حق طلبانه وبلاگ آهستان را به عنوان نماد و سمبل اصلی قرار دهیم. وبلاگی که به مدیریت امید حسینی عزیز، در دفاع از انقلاب و ولایت فقیه -مخصوصا در یکسال اخیر- بسیار موفق عمل کرده بود و به گواه همگان روشی منطقی، محترمانه و حرفه ای داشت. حتی در همایش هشت ماه نبرد سایبری به عنوان بهترین وبلاگ شناخته شد و همچنین یک رتبه جالب توجه جهانی هم کسب کرد و ششمین وبلاگ برتر دنیا شد!

پس همین الان دست به کار شوید و از آهستان بنویسید.

یاعلی...


پاورقی:

۱. دوستان عزیزی که برای آهستان نوشته اند:

 

* موج وبلاگی حمایت از آهستان و دیگر وبلاگ های ارزشی فیلتر شده (+)
* مهم/ الف: چرا آهستان فیلتر شده است؟! (+)
* کشکول: آهستان! برگرد (+)
* آذرباد: آهستان باید بنویسد! (+)
* اسماعیل نیوز: فیلترینگ احمقانه (+)
* قطعه ۲۶: آهستان خانه "امید" ماست (+)
* حاج محمد: سخنی با آهستان عزیز (+)
* کاتب باشی: آهستان که رفت، آه کشیدم (+)
* خرچنگ زاده: شکایتی در میان نیست! (+)
* رجانیوز: فيلتر وبلاگ‌های ارزشی؛ ضابطه يا سليقه شخصی؟ (+)
* توطئه جدید بی‌بی‌سی، جنجال سیاسی در ایران (+)
* توضیحاتی درباره چگونگی فیلترینگ سایت ها! (+)
* مصاحبه با امید حسینی، نویسنده آهستان (+ و +)

لطفا اگر مطلب دیگری دراین باره سرغ داشتید، خبر دهید تا منتشرش کنم.

 

۲. چندروز پیش توی میوه فروشی بودم. یه بنده خدایی اومده بود میخواست لوبیاسبز بخره(البته اینو آخرش فهمیدم!) اول رفته بود کیسه رو پر کرده بود از باقالی! بعد که صاحب مغازه بهش گفت این لوبیا نیست، رفت دوباره برگشت و این بار نخود سبز ریخته بود و آورده بود!! تا اینکه آخرش فهمید لوبیاسبز چیه! حالا حکایت بعضی از مسئولین فیلترینگ هم همینه...

۳. این هم یادداشت مدیر وبلاگ هوادارن علی مطهری بعد از فیلتر شدن . (هرچند انتقادات جدی را به دکتر علی مطهری وارد می دانم؛ اما همانطور که گفتم فیلترینگ راه چاره نیست.)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 7:15  توسط سید روح الله  | 

ما نسل انقلابیم...

اینروزا سالروز کودتاس!!! کودتای ۲۲ خرداد (البته به قول دوستان مثلا بی شمار سبز !) اینم یه شعر از آقا کمیل حکیمی که از دوستان خوب من هستن :

چشمم به سرخی افتاد از بس که سبز دیدم

شیطان دوباره خندید از خواب من پریدم

دیدم که شب سیه نیست سبز است این منافق

با پنجه های خورشید پیراهنش دریدم

وقتی صدای "هل من ناصر" به گوشم آمد

چون آهوان تشنه سوی صدا دویدم

صدها هزار قرآن بر روی نیزه ها بود

آتش کشیدمش چون نطق علی گُزیدم

ما نسل انقلابیم باکی ز کس نداریم

گفتند سر بباید... سر را ز تن بریدم

در پیش دوست خاکم در پیش دشمنان خون

در راه عشق خود را در خاک و خون کشیدم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 11:47  توسط میثم  | 

جمعه به یاد ماندنی


فرازهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه ۱۴خرداد ۱۳۸۹ در حرم مطهر امام خمینی

... به جوانها عرض مي كنم: برويد وصیت نامه ی امام را بخوانيد.
امامى كه دنيا را تكان داد، امامى است كه در اين وصيت نامه منعكس است.

... نميشود انسان خود را در خط امام بداند، دنباله‌روِ امام بداند، اما با كسانى كه صريحاً پرچم معارضه‌ى با امام و اسلام را بلند ميكنند، خودش را در يك جبهه تعريف كند. نميشود قبول كرد كه آمريكا و انگليس و سيا و موساد و سلطنت‌طلب و منافق بر روى يك محورى توافق كنند، حول يك محورى جمع بشوند، بعد آن محور باز ادعا كند كه من خط امامم! اين نميشود، اين قابل قبول نيست.

... اصول انقلاب امور سليقه‌‌‌‌‌اى نيست كه هر كه از يك گوشه‌‌‌‌‌اى در بيايد، سنگ اصول را به سينه بزند؛ بعد كه سراغ اين اصول مي‌رويم، مى‌‌‌‌‌بينيم بيگانه‌‌‌‌‌ى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصيت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است؛ سياستهاى كلى نظام است كه در قانون اساسى معين شده است كه اين سياستهاى كلى بايست تدوين بشود.

... اساسى‌ترين مسئله در جمهورى اسلامى،
مبارزه با حاكميتهاى زورگويانه و اقتدارطلب دنياست كه در شكلهاى مختلف خودش را نشان ميدهد.


قم بودیم. پنج شنبه عصر به سمت تهران حرکت کردیم. در جاده، مردم پیاده و همچنین دوچرخه سوارهایی را می دیدم که گرمازدگی و خستگی شان، در لابه لای عشق و شور چهره های دوست داشتنی شان گم شده بود... اتوبوس های زیادی را می دیدم که عکس امام و رهبری را به شیشه هایشان چسبانده اند. جلوی اتوبوس ها را می خواندم... از مرودشت، خرمشهر، بهبهان، مسجدسلیمان و راه های دور و نزدیک دیگر... همگی به عشق امام و رهبری می راندند...

... جمعه فرا رسید و شاهد یکی از عظیم ترین نمازجمعه های تاریخ انقلاب بودیم. آنها که بودند می دانند که مردم چه شور و شکوه و عشق و امیدی داشتند و چطور به بیانات رهبر انقلاب گوش فرا داده بودند و با چه شعفی در حمایت از ایشان و برائت از دشمنان شعار می دادند... آنها که نبودند هم جایشان خالی...

البته مراسم امسال یک حاشیه پررنگ هم داشت که اعتراض گسترده مردم به سید حسن خمینی بخاطر همراهی با فتنه گران بود. هرچند به نظر شخصی من، مردم باید سعه صدر بیشتری خرج می دادند و بهتر بود پس از دادن چند شعار(مثل وصیت حاج احمد-پیروی از ولایت) دیگر اجازه سخنرانی به وی را می دادند؛ اما خب نمی شود که آقاسیدحسن با موسوی و کروبی و ... که رسما پرچم مخالفت با رهبری بلند کرده اند، سر یک میز بنشیند و خوش و بش کند، و از آن طرف هم انتظار داشته باشد مورد استقبال مردم ولایتمدار و انقلابی قرار بگیرد!

... آری! هنوز ۲۰ سال از رحلت امام نگذشته که عده ای چه راحت فراموش کرده اند که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد.» 

یک نکته جالب اینکه: من بیرون نشسته بودم و با جایگاه فاصله زیادی داشتم. وقتی سید حسن گفت که «اکثریت جمعیت از عده اندکی که شعار می دهند، بیزار هستند، و کسانی که بیرون از این محوطه هستند، علاقمند به بستگان امام هستند»، خیلی از اطرافیان من که تا آن موقع ساکت بودند، به غیرتشان برخورد و شروع به شعار دادن کردند!

ضمنا امروز به خبری عجیب برخوردم که پس از پیگیری از یک منبع موثق، به صحت آن مطمئن شدم! سیدحسن خمینی به علت شدت عصانیت از شعارهای مردمی، پس از اتمام سخنرانی اش دیواری کوتاه تر از نجار(وزیر کشور) پیدا نمی کند و سه سیلی به صورت او می نوازد و یک مشت به بینی او می زند! شدت مشت او هم به حدی بوده که خون از بینی و صورت وزیر کشور جاری می شود!


پاورقی:

۱. به قول بعضی ها: ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم...!

۲. طبق معمول همیشه آقای علی مطهری در تابناک مقاله نوشته و اعتراض مردم به سیدحسن را حادثه تلخی نامیده و مسببش را هم رئیس جمهور معرفی کرده است! قابل توجه آقای مطهری اینکه شخص آقای سیدحسن خمینی اصرار بر سخنرانی رئیس جمهور داشته است که درنوع خودش عجیب و مشکوک است!!

هنوز یادمان نرفته که آقای مطهری، این فتنه اخیر را تقریبا بطور تمام و کمال، معلول نحوه مناظره احمدی نژاد با موسوی اعلام کرده بود!

** بنظرم بهترین و منطقی ترین موضع گیری درباره این اتفاق را آقای سلیمی نمین اتخاذ کرده است.

۳. انسان شرمنده می شود وقتی این مطلب تکان دهنده را می خواند (+)

۴. شب، خیمه به دربار عدم برپا کرد / خورشید به جایگاه خود، مأوا کرد
    در خلد برین، روح خدا خرم باش / نقش تو به حق خامنه ای ایفا کرد

سالروز انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای به رهبری مبارک!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 23:59  توسط سید روح الله  | 

برای بهترین مادر؛ و برای فرزند خلفش

خسته بودم. تو تاکسی ون نشسته بودم تا پر بشه و حرکت کنه. یهو حس کردم ماشین مثل یه گهواره تکون میخوره و چپ و راست، و بالا پایین میشه! اولش اعصابم یه نموره خرد شد با خودم گفتم آخه کدوم آدم بیکاریه داره اینجوری ماشین رو تکون میده..! بعد کنجکاو شدم ببینم کار کیه. اینور اونورم رو نگاه کردم خبری نبود. تا اینکه برگشتم عقب رو نگاه کردم دیدم یه بچه نوزاد توی بغل یه مادره و مادر برای آروم کردن بچه داره این کار رو میکنه...

مادر... چه واژه قشنگیه این مادر... میگن خدا ذره ای از مهربونیش رو به مادر داده، مادر اینقدر مهربون و دوست داشتنی شده... دیگه ببین خود خدا چیه...

زیباتر آنجاست که روز ولادت بهترین بانو، و دوست داشتنی ترین مادر دنیا بعنوان روز مادر و زن انتخاب بشه... دختر رسول خدا، همسر علی مرتضی، مادر حسن مجتبی و سیدالشهدا، حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (صلوات الله و سلامه علیهم). این روز را به همه مخصوصا مادران گرامی تبریک میگویم...

به همین مناسبت یک حدیث زیبا از حضرت زهرا(سلام الله علیها) ذکر می کنم. ایشان می فرمایند: «من اصعد الي الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل اليه افضل مصلحته» یعنی «هرکس عبادت خالصانه خود را به سوی خداوند فرستد، پروردگار نیز برترین مصلحت او را برایش فرو می فرستد.» (بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

و در همین روز است ولادت مبارک آیت الله العظمی امام خمینی(ره)، فرزندی خلف از سلاله پاک حضرت ام ابیها(سلام الله علیها). کسی که دنیا را تکان داد... شخصیتی که خیلی ها به برکت وجود او اسلام را شناختند و به آن گرویدند...

... پدر و مادر من ابتدا قصد داشته اند نام مرا «محمد» بگذارند؛ اما از آنجاکه چندماه پس از رحلت امام بدنیا آمدم، نامم شد «سید روح الله»... همچنین نام این وبلاگ رو گذاشتیم «موج روح الله» تا یادآور موج و حرکتی باشد که حضرت روح الله ایجاد کردند. امیدوارم بی لیاقت نباشیم و در الفاظ گیر نکنیم و به معانی برسیم... إن شاءالله


پاورقی:

۱. به امید خدا این هفته در پرشکوه ترین نمازجمعه تاریخ انقلاب به امامت رهبر معظم انقلاب شرکت خواهیم کرد. همچنین در تظاهرات ضدصهیونیستی پس از آن. چشم دشمنان کوردل، کورتر باد با این جمعه و نمازجمعه اش...

۲. مهم: موج وبلاگی 14 خرداد 89 را حتما ببینید.

۳. دو عکس مناسبتی مرتبط و زیبا:

یا فاطمة الزهرا

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 22:39  توسط سید روح الله  | 

جنگل که تمام عشق رامعنا کرد...

 

هرچند هزارها شکایت دارد

جنگل به تبر به زخم عادت دارد

بر روی زمین پر است از ریشه و برگ

از تک تک رنگ ها حکایت دارد

نا مردی هر درخت جنگل سخت است

نا مردی مردمان فضاحت دارد

هر سبز گیاهی از دل جنگل نیست

جتگل ز گیاه هرزه نفرت دارد

با یک دو خدنگ هرگز از دست نرفت

شیرازه هر درخت غیرت درد

نادانی هر گل است و از بلبل نیست

گر در سر خود فکر خیانت دارد

ایام ز پیش آمد و از پس بگریخت

خشکیدن شاخه ها سیاست دارد

بیچاره کسی که از دل جنگل نیست

نشنید که او بر همه نصرت دارد

سالی که نکوست از بهارش پیداست

سالی که از ابتدا صلابت دارد

خرداد ۱۳۸۹


بعد التحریر

- بیت اول از دوست عزیزم محمدرضا ترکی است

- به قول دوست عزیزم مجتبی نادری : هفتاد و یک سال است خیلی ها نمی فهمند...

- ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 15:53  توسط میثم  | 

دوم خرداد از مدت ها پیش مرده بود...

امروز دوم خرداد است. دوی خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه ، فراموش نمی کنم سیصد و شصت و پنج روز قبل را یعنی دوی خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت ؛ چرا دوی خرداد اینقدر شاذ شده ؟ مگر دوی خرداد سالروز تولد کسی است که مهم تر از حضرت زهراست؟ برای چه می گفتند صد حادثه چون دوم خرداد بسازیم؟ اصلا میدانی دوی خرداد چه روزی است؟! چرا در این روز درمحافل به اصطلاح اصلاح طلب شادی برقرار است؟ مگر اصلاح طلبان چه گلی بر سر مردم زدند؟ به غیر از مهم ترین دست آورد آنها که فساد بود؟! چه کسی با شعار اصلاح طلبی و آزادی!! بی بند و باری رادر مملکت رواج داد؟ هیچ می دانستی بعدها او اذعان داشت که آزادی مورد نظر ما این نبود؟! باورکن بود خودش هم خوب می دانست که بود.

امروز دوم خرداد است همان روزی که از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)هم مهم تر است!! تو هم فراموش نمی کنی دوی خرداد هشتاد و هشت را و این جملات پر معنا را که زیر نویس فیلم پخش شده از آن روز شده بود: ایام شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)سالروز دوم خرداد، اینجا ایران است باور کنید! و باور کردند مردم . همان چیزی را که سران فتنه فکر هم نمی کردند، باور کردند. آن روز اوضح  شد که آزادی مورد  نظر آنها چه بود چرا آنها فکر می کردند که مردم نمی فهند؟!

امروز دوم خرداد است. فکر میکنی باز هم میتوانستند همچو روزی خلق کنند؟ بعد از هشت سال ریاست و سوار بر مردم بودن  فکر میکنی باز هم می توانستند سوار بر مردم شوند؟ کور خوانده اند ؛ چند وقت پیش در جایی می خواندم که در آمریکا حافظه سیاسی مردم  سه سال است ! اما اینجا آمریکا نیست ؛ مردم برای انقلاب خونها داده اند، زجرها کشیده اند و خیانت های بنی صدر و مهدی هاشمی و شریعت مداری و قطب زاده و رجوی و امثالهم را فرا موش نمی کنند بصیرت مردم بالاتر از این حرف ها است،عشق امام و رهبری در دل آنها غوطه می زند . چگونه فکر کردند که مردم انقلاب خودجوش خود را با انقلاب رنگی آنها تاق می زنند؟

چگونه خود را جای مردم فرض کردند که صد حادثه چون دوم خرداد بسازنند ؟ مگر بر سر دوم خرداد چه آمده بود؟ جواب اینست که: دوم خرداد از مدت ها پیش مرده بود...

 


بعد التحریر:

-می خواستم عکس بذارم روم نشد!!! کاملا ضد اسلامی و ضد حجاب اسلامی بودن

-امروز هم یک راهپیمایی در قم توسط خواهران مکرمه در اعتراض به بد حجابی انجام شد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 13:45  توسط میثم  | 

به بهانه مجلس جشنی که ترکش کردیم

جمعه شب به مراسم جشن ازدواج پسر آقای دکتر محسن میردامادی، دبیرکل حزب مشارکت(که نسبت فامیلی نزدیکی با ما دارند) رفتیم.
چشممان به جمال بعضی از چهره های سیاسی سبز از جمله آقایان محمدرضا خاتمی، عباس عبدی، شهاب طباطبایی، هادی حیدری و بعضی دیگر از دوستان آقای میردامادی روشن شده بود که ناگهان برق وجودمان سه فاز پرید! چراکه جناب مهندس میرحسین موسوی وارد شد و اکثریت افراد حاضر در سالن به احترام این شخصیت بزرگ(که داماد لرستان و فرزند آذربایجان هم هستند) ایستادند و مشغول کف و سوت و هورا و تشویق جانانه ای شدند. مهندس هم به ابراز احساسات آنها به گرمی پاسخ می داد! ما و خانواده مان هم بلافاصله از جایمان برخاستیم و از همان مسیری که مهندس در حال حرکت میز به میز بود، رفتیم و در چشمان او نگاه کرده و از سالن خارج شدیم! خیلی ها را می دیدم که حواسشان به ما جمع بود و نگاه چپ چپشان، نشان می داد متوجه خروج اعتراض آمیز ما شده اند! راستی هنگام خروج ابطحی را هم دیدیم!


از سمت راست تصویر: آقایان سید یاسر و سید حسن خمینی، موسوی بجنوردی(پدرزن سیدحسن). / شخصی که کروات زده، آقای داماد است و شخص سمت چپ وی در تصویر، برادر داماد است. / نفر سمت چپ: شریعتی دهاقان. بقیه هم که احتمالا معرف حضورتون هستن!

به سمت ماشینمان که کمی بالاتر پارک بود حرکت کردیم. بنده شخصا درآن لحظات بخاطر این حرکت انقلابی به خود می بالیدم! تلفنی خبر گرفتیم که چند دقیقه بعد از موسوی، آقایان محمد خاتمی، مهدی کروبی، موسوی خوئینی ها، سید حسن خمینی و ... هم زینت آرای مجلس شده اند. همچنین متوجه شدیم علاوه بر ما، چندنفر دیگر هم پس از حضور میرحسین، مجلس را ترک کرده اند.

من به موسوی و اینها نمی گویم سران فتنه! (بنظرمن سران فتنه امریکا و اسرائیل و انگلیس و امثالهم هستند.) مثل بعضی، دست نشانده مستقیم موساد و سیا و ... هم نمی دانمشان! اما این را به جرات می توانم بگویم که اینها و گفتارها و کردارهایشان، در این یک سال خیلی به رهبری، نظام و مردم ضربه زدند و خیانت بزرگی کردند. بنظرم علت سرزدن چنین رفتارهایی از مهندس و دوستانش هم توهم، زیاده خواهی، حسادت، خودخواهی و خیلی چیزهای دیگر است که بررسی آن در این مقال نمی گنجد!
کروبی هم چیز زیادی نمی توانم درمورد او بگویم. فقط به این اشاره کنم که همین سبزهایی که الان خاطرخواه «شیخ شجاع!» شده اند، قبل از انتخابات، همین ها بودند که بیش از هرکسی شیخ را مورد تمسخر و استهزاء قرار می دادند!

درمورد رئیس جمهور سابق هم یک نکته جالب اینکه: مراسم جشن ازدواج برادر بزگتر داماد فعلی(که در عکس بالا این دو برادر کنار هم ایستاده اند)، در اواخر دوره دوم خاتمی برگزار شد که من هم درآن حضور داشتم. آن روز، خاتمی از علت عدم حضور برادر کوچکتر(داماد فعلی) پرسید و پاسخ شنید که «او کسالت دارد...» ظاهرا مصلحت نبود که راستش را به آقای خاتمی بگویند. چراکه من علت عدم حضور را از خود وی پرسیدم که با لحن خاصی گفت: «از خاتمی خوشم نمیاد!» خاتمی آن روزها از نظر آنها شده بود بی عرضه(چون نتوانسته بود به نقشه های شوم بعضی، جامه عمل بپوشاند) و فریباخانم(یعنی همه را فریب داده!) اما امروز به سبب مواضعش دوباره خوب و محبوب شده است!! عجب دنیاییه!

پرانتز باز- عجب دنیاییه!«۲»: وقتی دیدم که داماد کروات زده، یاد حرف بزرگترهایم افتادم که می گفتند: آقای محسن میردامادی در اوایل ازدواجشان اگر کسی کروات می زد و یا ریشش رو می تراشید؛ و یا در فامیلش بدحجاب یافت میشد، رابطه شان را تقریبا بطورکامل با او قطع می کردند! اما حالا نظرات عجیب و غریبی مثلا درمورد حجاب می دهند و گاهی فتوا می دهند که حجاب اینقدرها هم واجب نیست! بازم عجب دنیاییه! -پرانتز بسته-

... دیگر سران استکبار با چه زبانی باید از معترضین و اغتشاشگران سبز و رهبرانشان حمایت می کردند؟! البته بیایید کمی بدون تعصب فکر کنیم! اصلا کی گفته اوباما بده؟! اینها جفنگیاتی است که شما راستی ها بافته اید! الکی توهم توطئه دارید و دشمن تراشی می کنید! اوباما به این خوبی! به این باکلاسی! کجای دنیا را سراغ دارید که اگر بخواهند به کشوری حمله اتمی بکنند، قبلش از احتمال حمله خبر دهند؟! این فرهنگ و مرامی است که فقط در امثال اوباما یافت می شود! پس حواست باشد اوباما خوب است!

خلاصه همانطورکه گفتم ما بصورت اعتراض آمیز از آن جلسه برخاستیم. و ماندنمان را نوعی تایید برای موسوی و امثال او و خیانت هایشان می دانستیم. راستی وقتی دیدم سایت جرس (که گردانندگان اصلی اش، نه تنها از مسیر انقلاب منحرفند، بلکه از مسیر اسلام)، عکسهای این مجلس را گذاشته و تیتر زده «سبز ترین جشن ازدواج با حضور رهبران جنبش سبز»، به خروجمان از مجلس بیشتر بالیدم. البته شاید دوستان سبز بگویند«اه حالا پاشدی از مجلس رفتی که رفتی! به درک! اصلا تو لیاقت نداشتی توی اون مجلس بمونی!» بله ما لیاقت نداشتیم! و به این بی لیاقتی افتخار می کنیم!

عذرخواهی می کنم که کمی پراکنده صحبت کردم اما این را هم بگویم که نکته عجیب، حضور سیدحسن و سیدیاسر خمینی در این مجلس و بگو و بخند و گرفتن عکس یادگاری با بسترسازان فتنه بود. حالا جالب اینجاست که آقای سیدحسن در روضه های بیت رهبری هم شرکت می کند و همچنین قرار است ۱۴خرداد در حرم امام، قبل از خطبه های مقام معظم رهبری سخنرانی کند! آنوقت بازهم می گویند مملکت، آزادی نداره! واقعا جالبه!

میرحسین، خوئینی ها، کروبی، خاتمی
این عکس رو هم آقای ابطحی طبق معمول با موبایلش گرفته!

ضمنا خیلی با خودم کلنجار رفتم که این مطلب را بنویسم یا نه! دلم می گفت: «ننویس! شاید روابط فامیلی را تحت الشعاع قرار دهد!» اما عقلم می گفت: «بنویس! آنها در محافل عمومی و خصوصی براحتی هرچه از دهنشان درمی آید به مسئولین و حامیانشان می گویند! آنوقت تو و امثال تو وقتی می خواهید واقعیات را -نه به زبان آنها، که مودبانه- بازگو کنید، ملاحظه می کنید!» ...پس نوشتم؛ اما گوشه ای از حقایق را... و خیلی از حرفهایم را هم خوردم... تا شاید درآینده بگویم... بگویم از اینکه بعضی ها چقدر عوض شده اند... و بگویم از...


پاورقی:

* بازتاب این مطلب وبلاگ در عصرایران، تابناک قلابی!، جوان آنلاین، صراط نیوز

۱. قابل توجه فوامیل محترم مخصوصا میزبانان مراسم، اینکه: ابتدا این وصلت را تبریک گفته و برای این زوج، آرزوی سعادت و سلامت داریم. ضمنا درست است که ما از نظر سیاسی و حتی در مواردی اعتقادی اختلاف نظرهای جدی داریم؛ اما از حیث روابط فامیلی، تمایل داشتیم که تا پایان مجلس در خدمتتان باشیم. ولی حضور افرادی معلوم الحال متاسفانه چنین توفیقی را از ما سلب کرد.

۲. ببخشید که با تاخیر این مطلب را نوشتم! شنبه فرصت نشد!

۳. گزارش جرس، کلمه، رجانیوز و کیهان از این مراسم! ، تصاویری جدید از این مجلس ، بیایید وصیت نامه پدر را یکبار دیگر با هم بخوانیم

۴. راستی: امروز دوم خرداده!

۵. امروز به یک وبلاگ جالبی برخوردم که مواضع موسوی و کروبی و ... در سال ۱۳۸۸ درباره موضوعاتی چون ولایت فقیه را جمع آوری کرده! واقعا جالبه! یعنی تا همین پارسال ولی فقیه و شخص آیت الله خامنه ای آدم خوبی بود، ولی بلافاصله بعد از اینکه اینها در انتخابات شکست خورند، آدم بدی شد!! چندتا از لینکهای اون وبلاگ رو میذارم بعنوان نمونه. دوستان سبز منطقی رو هم به وجدانشون ارجاع میدم!

انتقاد موسوی از میزان ولایتمداری دولت: اطاعت از ولی‌فقیه یعنی انطباق رفتار و اعمال با نظر ولی‌فقیه(+) / موسوي: راه من از نهضت آزادي جداست؛ آن‌ها ولایت فقیه را قبول ندارند(+) / کروبی: خط قرمز من ولایت فقیه است / تابع دستور رهبری هستم(+)


بعدالتحریر (سه شنبه ۴خرداد)

۱. بعضی از سایتهای گمنام سبز(مثل سبزلینک و هیس) این مطلب بنده را گذاشته و نوشته اند: «شدت محبوبیت و اهمیت میرحسین برای او(یعنی من) باورنکردنی بوده»! که باید عرض کنم اینطور نیست! اتفاقا بنده انتظار چنین استقبال باشکوهی از مهندس را داشتم! چراکه اگر قرار باشد در یک چنین مجلسی که اکثرا همفکران او هستند و از دوستان و آشنایان دبیرکل مشارکت هستند، مهندس را تحویل نگیرند، پس کجا باید تحویلش بگیرند مهندس بنده خدا را...؟!

ضمنا بنده را از «حامیان سرسخت خامنه ای و احمدی نژاد» معرفی کرده اند که باید بگویم بنده حامی سرسخت آیت الله العظمی خامنه ای هستم ولی به هیچ وجه طرفدار سرسخت احمدی نژاد نیستم! در مورد وی حرفهایی هم دارم که إن شاءالله در مطالب بعدی ام به آن خواهم پرداخت...

۲. بعضی از دوستان در نظرات خصوصی و عمومی مطالبی را مطرح کرده اند که ناچار به ارائه توضیحاتی هستم:
درباره اینکه گفتم بعضی از همین فوامیل ما به مسوولین توهین می کنند؛ آن کسانی که منظور من بودند خودشان احتمالا متوجه شده اند! و منظور من شخص آقای محسن میردامادی نبود! اتفاقا ایشان شخص محترمی هستند و راستش من تابحال ندیدم که به کسی توهین کنند.

ضمنا من هیچگاه نگفتم که ایشان بطور کامل عوض شده اند و به همه ارزش ها پشت پا زده اند! درموارد مهمی مانند اصل ولایت فقیه، خودشان هم خوب می دانند که نسبت به زمان امام(ره) چقدر عوض شده اند! اما مثلا الان موردی یادم آمد که نشان می دهد که خوشبختانه هنوز هم از بعضی ارزش ها و اصول گذشته خود عقب نشینی نکرده اند که جای شکرش باقیست. بیانیه ای که آقای محسن میردامادی، ۱۳ آبان سال گذشته از زندان منتشر کرد و گفت که از حرکت سال ۵۸ شان پشیمان نیست، بنظرمن نکات مثبت زیادی داشت. پس از انتشار آن هم دیدم که اکثر سایتهای ضدانقلاب و سبز رادیکال(مثل بالاترین) شروع به فحاشی به ایشان کرده اند، به مثبت بودن و انقلابی بودن بیانیه ایشان بیشتر مطمئن شدم!

درمورد دعوت موسوی و کروبی به جشن ازدواج جمعه شب هم آقای محسن میردامادی -به هر دلیلی- موافق نبوده اند؛ اما آقای داماد شدیدا به این دعوت اصرار داشته اند.

 خداوند دست همه ما را بگیرد. / اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 13:41  توسط سید روح الله  |