سلام.
شرمنده م که بیش از ۹ ماهه که مطلبی ننوشته م... راستش "وقت" و "حال"ش رو نداشته و ندارم. الانم داشتم عکسای روی کامپیوتر رو نگاه میکردم، چشمم افتاد به عکسایی از سوریه، که البته با موبایل گرفته بودم. آخه تابستون پارسال مصادف با ماه رمضان، سوریه بودم. چندتاشو انتخاب کردم. دیدنش خالی از لطف نیست:

مغازه ای در نزدیکی حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)
بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب::
برچسبها:
سوریه,
زیارت,
حضرت زینب,
حرم حضرت زینب,
دمشقادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:58  توسط سید روح الله
|
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شكستیم به ساز رمضان
سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان
دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست
دیدم آیینهام از سوز و گداز رمضان
بیش از این ناز نخواهیم كشید از دنیا
بعد از این دست من و دامن ناز رمضان
نكند چشم ببندم به سحرهای سلوك
نكند بسته شود دیده باز رمضان
صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن كه دیروز مرا داد جواز رمضان
شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع
خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 22:35  توسط کمیل
|
یکی از مباحث مهمی که در ادبیات به ویژه شعر جایگاه خاصی دارد نوع زبان نویسنده و شاعر است این مسئله به قدری اهمیت دارد که شاعران بزرگی به دلیل عدم رعایت زبان مناسب در تاریخ ادبیات یا مطرح نشده اند یا گذرا بررسی می شوند.
همچنین از نوع زبان می توان تأثیر پذیری یک شاعر از شا عر دیگر را فهمید.
از همه مهم تر این است که زبان می تواند یک جریان ادبی را تداوم ببخشید و سبب گسترش آن شود.
الفاظ و نوع کاربرد آن از مهم ترین ارکان تشکیل دهنده زبان هستند و هر لفظ علاوه بر معنا ویژگی های دیگری دارد که مجموع این ویژگی ها همراه با معنا سبب انتقال اهداف شاعر می شود و زمانی که اهداف چندین تن مشترک باشد این زبان است که سبب تداوم آن جریان و اهداف می شود.
مثلا واژه بلبل علاوه بر معنایی که دارد و نام یک پرنده است یاد آور سبک عراقی است(به دلیل کثرت استعمال در این سبک). و علاوه بر آن یاد آور گل است(به دلیل تناسب و همراهی این دو واژه). هَزار هم نام دیگر این پرنده است ولی یاد آور این مسائل نیست وخود ویژگی های دیگری دارد (مثلا جناس با عدد هزار) این که شاعر کدام کلمه را انتخاب کند بستگی به نوع زبان و هدف آن دارد.
از جمله کارهایی که کلید آن در دوره سازندگی زده شد و تا حال ادامه دارد متروک گذاشتن ادبیات و زبان انقلاب است. تا حدی که حتی معانی عوض می شود و بیان کننده اهداف اسلام و انقلاب نیست.
وقتی که «مستضعف» تبدل به «قشر آسیب پذیر» شود دیگر یاد آور مستکبر نیست وآیات قرآن و تاریخ مبارزات انبیا برای نجات مردم مستضعف را تداعی نمی کند. وقتی «مجاهد» به «فعال» تبدیل شود یادآور جهاد و شهادت نیست.
این سیر آنقدر ادامه پیدا می کند تا شهادت طلبی را با خشونت طلبی عوض می کنند و مزاجها استفراغ نمی کند که هیچ تازه تأیید هم می کد.
در نتیجه پیوند من با انقلابم شکل نمی گیرد که بخواهد پاره شود ودر ذهن من شهیدان یک مشت دیوانۀ عشق تفنگ می شوند که عصای حکومت کور آخوند ها هستند و یا آنقدر بالا می روند «که دست کوته مهتاب هم خجل ماند» و من دنبال زندگی سگی خودم پیر می شوم و مثل علف هرزه ای که ریشه در هیچ هویتی ندارد رشد می کنم. تا اگر ده سال پیش پانصد ملیون صرف خریدن سه ماشینِ آقایون شود کسی قلقلکش نگیرد.
اینکه امام خامنه ای (دامت برکاته) یا آقای خامنه ای نام امسال را جهاد اقتصادی می گذارند نه فعالیت اقتصادی عمق نگرش و افق دید ایشان را می رساند (نگفتم بصریت که نگویید خوب شد یه واژه اومد) که حتی نوع کاربرد کلماتشان در حال مبارزه با افکار انحرافی است تا زبان انقلاب اسلامی و اهداف اسلام حفظ شود ومن هویتم را پیدا کنم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 16:43  توسط کمیل
|
در حال و هوای رمضان
ز فرط گريه باران مي چکد از دستم اين شب ها
يکي دستم بگيرد ، مست مست مستم اين شب ها
غزل مي خوانم و سجاده ام پر مي کشد با من
نمي خوابند يک شب عرشيان از دستم اين شب ها
خدا را شکر سوزي هست ، آهي هست ، اشکي هست
همين که قطره اشکي هست يعني هستم اين شب ها
به جاي خون به رگ هايم کبوتر مي پرد تا صبح
تشهد نامه مي بندد به بال دستم اين شب ها
دلي برداشتم با تکه ابري از نگاه خود
به پابوس قيامت بار خود را بستم اين شب ها
علی رضا قزوه
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 12:17  توسط کمیل
|